پرسيد مي آيي؟ نمي آيي؟ من دارم مي روم!
نمي دانم او مانده است يا من رفته ام؟
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 0:38 توسط پرویز فکرآزاده
|
دختر وقتي لبخند زد، پيرمرد جواني اش را آرزو كرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 0:50 توسط پرویز فکرآزاده
|