تبليغاتX
فكرآزاده(Fekrazadeh)
      اين شعر را هفته پيش در خانه آقاي مهندس امير نيازمند - كه الان 81 ساله است - و در دفتري با عنوان پزواكي از ياران كه بسياري از هنرمندان از شاملو و فروغ گرفته تا ويگن و كارو .. اثري از خود  به رسم يادگار براي مهندس نوشته اند، خواندم. 

   شاملو، شبانه را  - در سال  1335 - به خط و امضاي خود براي امير نوشته است. مهندس، خاطرات شيريني از دوستي خود با شاملو دارد. شايد روزي از اين دلنوشته ها، اسكن كنم و احساس دوستان هنرمند او را براي همه بنمايانم.

شبانه

شب، كه جوي نقره مهتاب

بيكران دشت را درياچه مي سازد،

من شراع زورق انديشه ام را مي گشايم در مسير باد.

شب، كه آوايي نمي آيد،

از درون خامش نيزارهاي آبگير ژرف،

من اميد روشنم را همچو تيغ آفتابي مي سرايم شاد.

*

شب كه مي خواند كسي نوميد،

من ز راه دور دارم چشم

با لب سوزان خورشيدي كه بام خانهْ همسايه ام را گرم مي بوسد.

شب كه مي ماسد غمي در باغ،

من ز راه گوش مي پايم

سرفه هاي مرگ را در نالهْ زنجير دستانم كه مي پوسد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 20:52 توسط پرویز فکرآزاده |

شعر، گاهي مرا مي خواند.
اما اغلب حذر مي كنم از آن.
شرمسار از اين كه
نازك دلي و عشق ورزي،
سوسول بازي به نظر آيد.
ولي وقتي نگاهي، زلفي، درختي، چشمه اي، نم نم بارشي
مرا ديوانه مي كند،
باز هم بايد محافظه كار باشم؟
خواهش مي كنم دوستان!
مي دانم كه بي كاري و گراني بيداد مي كند،
و سال ها،
آزادي را در انتظاريم،
ولي بگذاريد گاهي هم اين گونه شعر بگويم.
خواهش مي كنم!

:

باد،

وقتي خرمن موهايت را مي بيند

هوس وزيدن مي كند!

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 0:2 توسط پرویز فکرآزاده |

حمید امجد

...این اواخر سرشار بود از دغدغه‌هایش در مورد بیماری یکی از عزیزانش، و شمیم آرزو داشت کتابش، «پرندگان در پاییز» که مدت‌ها بود آماده‌ی انتشار شده بود.....مقاله کامل را در سامانه انتشارات نیلا بخوانید.

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 23:30 توسط پرویز فکرآزاده |

اين جمعه 14 آبان 89 با حضور نغمه دهقاني و پخش آثاري از او

 نغمه دهقاني، فيلم هاي كوتاه موفقي ساخته كه معروف ترين آن رنگها است كه در اولين جشنواره فيلمسازان زن كشور - جشنواره باران - برنده بهترين فيلم شد. داوران آن جشنواره داريوش مهرجويي، مرضيه برومند و ايرج كريمي بودند. و حالا در باراني ديگر بخشي از كارهاي او را شاهد خواهيم بود.  

خبر فوري :

ساعت پخش اعلام شد: جمعه  14 آبان ساعت 7:25 شب

+ نوشته شده در دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 22:33 توسط پرویز فکرآزاده |

رضا مدبرنيا زنگ زد. ساعت 3 بعداز ظهر امروز. ضجه مي كرد:

- سينا مرده. تو تصادف. با زنش هر دو! فاجعه ست پرويز فاجعه!

شوكه شدم. گفتم چي ميگي رضا؟

- درست شنيدي. به بچه ها خبر بده.

.............

به هر كه خبر دادم باور نمي كرد. امروز در خانه فرهنگ گيلان روز گيلان شناسي بود. بچه ها همه ماتم گرفتند. زنگ مي زدند و درستي خبر را جويا مي شدند.

سينا مدبر نيا، وبلاگ نويس گيلاني كه در زمينه شعر و داستان گيلكي كار مي كرد به ناگاه و به قول خودش، ناخبر، بار سفر بست و با همسرش پرواز كرد. همين.

به وبلاگ هايش سري بزنيد:

http://lotka.blogfa.com/

http://www.loutka-loutka.blogspot.com/

+ نوشته شده در دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 20:8 توسط پرویز فکرآزاده |

                                           

این نمایشگاه به مدت یک هفته - ۸ تا 13 آبان 89 در گالری پویا - رشت سبزه میدان  خیابان لاکانی - برگزار می شود. 

+ نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 23:22 توسط پرویز فکرآزاده |